پایان خود درگیری...!
بالاخره نمایشگاهم تموم شد و غرفه ی کم بضاعت ما هم با تلاشهای بروبچه های باشگاه خبرنگاران و بویژه همکارانم در سرویس سیاسی باشگاه خبرنگاران به عنوان برترین پایگاه اطلاع رسانی شناخته شد.
شاید شیرینی روی سن رفتن و گرفتن تندیس برام خیلی شیرین بود خستگیای این دو ماهم رو کمی التیام بخشید.

این ده روز نمایشگاه با همه ی استرس ها و تنش هاش ُباهمه ی خستگی هاو روپاموندناش خاطره ی شیرینی بود خاطره ی درکنار هم بودن و تلاش کردن برای رسیدن به یک هدف ! تجربه ی تقلا کردن و به درودیوار زدن بچه های باشگاه برای اینکه بتونن با بودجه ی کمتر از ۱۰۰ هزار تومن در مقابل دکورای ۵۰ میلیونی غرفه ی خبرگزاری های دیگه رقابت کنند و جانمونن! در برابر خیلی از پشت چشم نازک کردن غرفه های دیگه صبر کردیم و فخر فروشیشون رو پذیرفتیم . به حرف همیشگیم رسیدم که این نیز بگذرد...

و گذشت و گذشت تا نمایشگاه تموم شد...

حالا خسته ام هم روح و هم جسمم یه جورایی تو این دو ماه دچار خوددرگیری مزمن بودم آخه کار کردن بدون خروجی مثه کار کردن بی مزده ! اما باکی نیست این نیز بگذرد و فردا از آن ماست !





