تبليغاتX
وحید حسینی

گلشیفته فراهانی و کاپریو در فیلم ریدلی اسکات !!

گلشیفته فراهانی و کاپریو در فیلم ریدلی اسکات

 

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 15:14 | دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 •

المپیک بی المپیک!

کفاشیان:۸ میلیارد هزینه کردیم یه مدالم نگرفتیم ! خدایا چه جوری جواب اینهمه خبرنگارو مردمو بدم؟!بابا گینه ی بی صاحاب هم یه مدال گرفت!

                             

   کفاشیان :ممد جون خسته شدیم اینقد جواب پس دادیم اگه می دونستم هیچوقت دبیر کمیته المپیک نمی شدم!

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 19:20 | یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 •

می نگارم به خاطر تو ای هم بغض، شاید تسکینی باشد برای روح خسته ام

خسته ایم سرور

 

 تشنه ایم آقا

 

تشنه ی عدالتت

 

خسته شدیم از بی عدالتی

 

خم شده ایم از بی عنایتی

 

آخر تا به کی ما را فراق دیدار تو؟...

 

آخر تا کجا ما را موعود دیدار تو؟...

 

     میلاد حضرت ولی عصر بر همه ی آزادگان جهان مبارک باد

 

 

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 0:12 | یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 •

زبان سرخ و مدرک دردسرساز!(این دو نفر خبرساز)

میگن زبان سرخ سر سبز را می دهد بر باد...

تو هفته ای که گذشت دولت نهم با چالشهای زیادی روبرو بود از جمله ی این دردسرها حرفهای رحیم مشایی پدر خانوم آقازاده ی دکتر احمدی نژاد که معاونت وی را نیز بر عهده دارد بود رحیم مشایی که فکر نمی کرد بازتاب گفتن یه جمله درباره اینکه ما با ملت اسراییل دشمنی نداریم اینقدر براش دردسر بشه این روزها کمتر با خبرنگارا حرف می زنه وسعی می کنه جواب افکار عمومی رو به صورت مکتوب بده!! اینم بالاخره  روش خوبیه برای بیشتر تامل کردن روی حرفا!اما قضیه آقای مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی با طفره رفتن ایشون از پذیرش اظهاراتشون پایان نگرفتو نطقهای آتشینی رو در مجلس علیه وی بر پا کرد دانشجویان بسیجی هم تجمعی کردند که آقای مشایی ضمن قبول کردن اشتباهاتش باید غزل وداع با صندلی معاونت رییس جمهور رو بخونه و استعفا بده البته ناگفته نمونه که برخی ها هم از سخنان مشایی استقبال کردند از جمله روزنامه ی هاآرتص و برخی نماینده های کنیست اسراییل!! که خدا خیرشون بده یکی هم باید پشت مشایی در میومد دیگه...!!

                         

من نمی خوام طرفداری از جناح خاصی بکنما اما خدا می دونه که اگه این حرفا از سوی یکی از اعضای دولت قبل زده می شد تا الان حکم دادگاهم براش زده شده بود!!

 

بگذریم صفحه ی دیگه جنجالهای این هفته مدرک جناب کردان وزیر محترم تازه رای اعتماد گرفته از مجلسه که شد خوراک روزنامه های اینوری ! البته حقم داشتنا چند سالی بود که سوژه ی به این تاپی و مستندی یافت نمی شد!

آقای کردان که با ۱۶۰-۱۷۰ رای از وکلای مجلس شد وزیر کشور گفته بود که دکتره! اما گویا دکترای افتخاری ایشون از آکسفورد تقلبی از آب در اومد من موندم وکلای اینجانبان در مجلس که از همون روز اول به این مدرک شبهه وارد کردن چرا رای اعتماد دادن نا سلامتی وکیل ما هستند الحمدالله همشونم از سلامت بینایی و شنواییه خوبی برخوردارند  و مدعی تیظ! هوشی و فراست!

                                             

 معلوم نیست اگه احمد خان توکلی و دوستان گرامشان تو سایت الف این قضیه رو از آکسفورد استعلام نمی گرفتند ما باید چی کار می کردیم ... استغفروا...بیخیال  

نا گفته نمونه که احمد خان سایتشو فدا کرد و ۲۴ ساعت نگذشته ۲۰-۳۰ نفر مجهول الحال شاکی خصوصی پیدا شد و سایت الف رفت رو هوا(فیلتر شد!!)

آقای دکتر هم که البته چندان به این قضیه اهمیت نداد گفت مدرک مهم نیست خدمت مهمه! هر چند نگارنده حقیر تا حدودی  موافق اصل این قضیه است اما تسجیر ا.. این عوامفریبی نیست؟! حالا عوام به کنار این قضیه کلاه گشادی برای وکلای ما نبود؟!!

خداوند خیر عطا فرماید و شکیبایی نصیب دولتمردان فرماید تا ایشان  این نقد حقیر را نه از روی قرض بلکه از روی دلسوزی و جلوگیری از تکرار بپذیرند و وبلاگ این جانب را فیلتر ننمایند. انشاء الله  وحید حسینی

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 15:14 | جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 •

حجاب در ایران!

لینک زیر را کلیک کنید:

                           

  برای دیدن قسمت دوم بحثها روی لینک زیرکلیک کنید

ادامه ی ویژه نامه

 

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 21:6 | سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 •

خبرنگار!

میگن ما خبرنگارا سریع الانتشاریم ولی کمتر حس و حال اینو داریم که از خودمون بگیم منم یکی از اون خبرنگارای تنبلم که حالا با یه روز تاخیر می خوام فقط رفع تکلیف کنم و یه مطلبی درباره خودم بزنم که بعیدم می دونم بتونم خوب بنویسم.

 عرض کنم خدمتتون که روزگار دوری نمی گذرد از روزی که بنده سعی کردم تا به کار مورد علاقم برسم درست روزای گرم تابستون ۸۳ بود که تصمیمم قطعی شد خبرنگار بشم اونم از نوعه سیاسی آخه من سیاستو با همه ی دروغا و فریبکاریاش دوست دارم حس می کنم هر چقدرم سیاست کثیف باشه ولی ... بگذریم . القصه ما که اون موقع نه تجربه ای داشتیم و نه به قول حضرات تحصیلات آکادمیک ! گفتن یه راه وجود داره اونم بری باشگاه خبرنگاران جوان . ولی اینو هم گفتن که باشگاه موندن عشق و علاقه ی زیادی می خواد چون سختیهای خودشو داره حالا هم که یکی یکی مشکلات رفع شد و شدیم خبرنگار باشگاه در دولت ...اما بد نیست که گوشه ای از این مشکلاتو براتون بگم.

از مشکلات صنفی و مالی گرفته تا ... طفلک ما خبرنگارا هر موقع اومدیم درباره ی حق و حقوق و بیمه حرف بزنیم گفتن ای بابا این حرفا چیه زشته خبرنگار نگاه مادی داشته باشه حرف پول زدن به کارتون ضربه می زنه نمی دونم  گفتیم  ریپورتاژ آگهی گفتن تو خائنی برات متاسفم...

خلاصه از ایناش که بگذریم یه روز به ما گفتن بعد از دو سال سعی و تلاش در حوزه ی اطلاع رسانی احزاب و قوه قضاییه  مدال افتخار نصیبت شده و شدی خبرنگار دولت و آقای دکتر(خبرنگارای دولت بیشتر رییس جمهور  رو دکتر خطاب میکنند) ما هم ذوق زده با معرفی نامه رهسپار میدان پاستور شدیم اما نمی دونستیم که چه سرنوشتی در انتظار مونه چشتون روز بد نبینه ما فقط چند هفته وقت صرف کردیم تا آقایون ما رو راه بدن یه برنامه که ما اونجا دیده بشیم حدود 5 ماهی هم بود که هر روز می رفتیم دم نهاد زانوی غم بغل می کردیم که ای روابط عمومیه محترمه نهاد ما رو برای خبررسانی دعوت کنید اما آقایون زیر قل ما رو گرفتنو شوتمون کردن بیرون @!!!

البته ما هم نا امید نشدیم و از مشاور شروع کردیم گله کردن تا رسیدیم به خود رییس جمهور و بالاخره بعد از یک سال ونیم تونستیم پامونو بذاریم حیاط دولت !!! حالا بگذریم که تازه اول برنامه های این سر شهر و اون سر شهر شروع شد و اول بدبختی اما خوب عشق(کارمو عرض کردما!!فکر دیگه ای نکنید) این حرفا سرش نیست ...!

تو خبرنگاری وقتی  سطح شهر می ری و در باره ی یه مطلب که می دونی سیاسیه و مردم ازش خسته اند واقعا اعصابتو خرد میکنه!

وقتی میبینی یه مسئول تو چشمات چشم تو چشم داره بهت دروغ می گه از خودت بدت میاد !

خبرنگارا کمتر از تحقیر شدنشون بین همکاراشون مینویسن و روایت میکنن خبرنگارا کمتر میگن که وقتی یه مسئولی جوابی برای کارش نداره گوشیو بدون خداحافظی قطع می کنه!

استرس کشنده ی خبرنگاری رو که دیگه نگو و نپرس !


اگر چه می دونم مطلبم خیلی ناقصه ولی از اونجایی که این هفته وحشتناک خسته شدم والانم از مراسم بزرگداشت روز خبرنگار میامو این خستگی دو چندانه واقعا دیگه توان ندارم تا این موقع شب ادامه بدم  عذر منو بپذیریدو بقیشو  شما همکارای عزیز بگید.... در ضمن  روزتون مبارک

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 1:57 | جمعه هجدهم مرداد 1387 •

اعیاد شعبانیه مبارک

اعیاد عزیز شعبانیه بر همه ی دوستداران آن امامان راستین مبارک باشه

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 22:41 | دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 •

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

نمی دونم چی بگم ولی شما خودتون بگید با شنیدن این خبر چه حسی پیدا می کنید:

"منشور کوروش کبیر ایرانیان برای ده روز به ایران می آید"

نه خدایی چه حسی بهتون دست داد منشوری که متعلق به خودمون بوده حالا در پی توافقات همکاران آقای رحیم مشایی و دوستانشون با موزه بریتیش انگلستان و کلی تضمین و خواهش تمنا فقط برای ده روز(!!) در موزه ملی ایران به نمایش در می آید تازه اونم هنوز قطعی نیست!

واقعا چرا اینگونه ما ایرانیها که روزگاری اجداد و نیاکانمون به بشر فخر می فروخت حالا حتی آنچه را که داشتیم از دست دادیم چرا جایگاه منشور کوروش که نخستین منشور جهانی حقوق بشر به شمار می آد باید در کاخ موزه های ملکه ی استعمار پیر باشه یعنی ما اونقد به عقب رفتیم !

یعنی ما حتی حق نگه داشتن کپی منشور رو که تو سازمان ملل نگه داری میشه رو هم نداریم خیلی جالبه که ۳۷ سال از آخرین نمایش منشور کوروش در جشنهای ۲۵۰۰ ساله محمدرضا پهلوی می گذره و تو این مدت این اثر تاریخی در چندین کشور اروپایی برای چند بار به نمایش در اومده !

اما حالا که دیگه دستمون به منشور تاریخی سرقت شدمون نمی رسه باید بپرسیم که اونهایی که خودشون رو قیم و مسئول حقوق مردم می دونن چرا حتی کوچکترین اقدامی برای باز پس گیری این آثار نمی کنن؟! شاید انگلیسی ها { به نقل ازمورخ انگلیسی در روزنامه گاردین } راست میگن که ما عرضه ی نگه داری از آثارمونو نداریم و اونجا امن تر باشه تا اینکه به ایران بیاد و چند وقت بعدش گم بشه و در حراجی های لندن خرید و فروش بشه!

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 17:49 | چهارشنبه نهم مرداد 1387 •