تبليغاتX
وحید حسینی

با لاریجانی در قم!!!

امروز بعد از حداقل ۶ ماه بد بحختی که برای پوشش اخبار انتخاباتی داشتم خیال می کردم که میتونم یه نفس راحتی بکشم نتایج حوزه های سراسر کشور کم کم می رسید وضعیت علی رغم مشارکت پایین مردم از نظر ترکیب جریانها نوید یک مجلس نسبتا متعادلی رو می ده آخه اگر چه اصولگراها پیروز نسبی میدان شدند ولی اصلاح طلبا با نیروهای نسبتا کم خودشون هم خوب تونستند صحنه رو مدیریت کنند به نظر من بازنده واقعی این جدالها شخص مهدی کروبیه چرا که پشت کردن وی به اصلاحات در شرایطی که نیاز اصلاحات به یک ریش سفید به شدت احساس می شد بسیار تاسف بار بود از سوی دیگر ناراضیان جبهه متحد هم نتوانستد آن چنان که باید و شاید اعتماد مردم رو به خود جلب کنند تو همین فکرا بودم که ماموریت یقمونو گرفتو فرستادنم قم سیتی شهری که حالا دیگه لاریجانی دبیر سابق شورای امنیت تونسته بود با ۲۹۲ هزار رای کرسی سبز مجلس رو از آن خود کنه ساعت ۴ سالن اجتماعات جامعه مدرسین کم کم داشت شلوغ میشد گویا حرفهای لاریجانی برای رسانه های خارجی هم مهمه چرا که تعداد اونا هم کم نبود پس از ۲ سه ساعت کنفرانس بدون هیچ گونه استراحتی راه را در پیش گرفتمو در حالی که خبرامو برای همکاران می خوندم راهی تهران شدم راستی یادم رفت دیشبم شب خوبی بود چون مثه انتخابات قبل تل دیر وقت با همکاران رسانه ای در حال فک زدن بودیم تفاوتی که امسال داشت این بود که به جای فرمانداری تهران این بار استاداری تهران پاتوقمون بود.!!!!

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 23:45 | شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 •

روز پر خبر!

امروز روز پر خبری بود هر روز که به انتخابات نزدیک میشیم اخبار کشورم وضعش بدتر میشه آدم دلش میگیره از این همه تخریب و ریا کاری راست چپ میکوبه و اصلاح طلبا اصولگراها رو عجب روزگاری شده واقعا خیلی زشته این همه دروغ و نیرنگ برای خدمت به مردم!!!

۴۰روز پیش خبر بدی بهم رسید که خیلی تاسف بار بود خبر از دست دادن احمد بورقانی وقتی فهمیدم بورقانی رفت به خودم گفتم دیدی چی شد مرگ به هیچ کس رحم نمی کنه وقتی به تشییع احمد بورقانی رفتم خیلی ها بودن که به احمد پشت کرده بودن ولی حالا با ندامت در گوشه ای از مراسم آه می کشیدند و حسرت می خوردند که چرا...؟

آره آخه چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی... امروز چهلمین روز درگذشت بورقانی بود اما باز هم گویی فراموشی انسان  پایان ندارد.چرا که مراسم تریبونی شده بود برای تبلیغات و رقابت صندلی های خوش نشین وپر مسئولیت مجلس.

سایت ها رو که نگاهی انداختم مملو بود از تکذیبیه ها و تهمت ها گله ها و شکایت ها از هنرمندان خبر سازو بیانیه های بی سرو ته.

خبر سفر رییس جمهور به سنگال و مصاحبه ی وزیر اطلاعات درباره مصاحبه ی پیر موذن با صدای آمریکا .

 خلاصه امروز خیلی ها خبر ساز بودن اما به نظرم من امروز هیچ کس برنده نبود !

یه خبرم بود که خیلی جنجالیه ولی خوب فعلا معذوریم فقط اینو بگم که:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند…!!!

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 18:51 | چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 •

خبرنگارای همیشه مظلوم!!!

خیلی خسته ام ! دو روز کار متوالیه فشرده تا ۲ شب از اون طرفم ۷ صبح واقعا رمقمو کشیده  مخصوصا

اینکه اخرین ساعات امروز فهمیدم که یه ضرر مشتی کردم! چند روز پیش یه همایشو بر عهده گرفتم تا

ازش یه گزارش تبلیغاتی بسازم من که رو حرفم بودمو تعهداتمو انجام دادم با اینکه تو اوج کار انتخابات

بودم ولی متاسفانه طرفم که حالا اگه لازم بشه بعدا ازش اسم میبرم زده زیر تعهداتش! واقعا ما خبرنگارا

مظلومیم اگرچه بار ما با این پولا بار نمیشه ولی خوب دیگه بیخیال تجربه ی خوبی بود!و این نیز بگذرد...

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 23:56 | سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 •

آمدنمان بهر چه بود!!!

سلام

از امروز تصمیم گرفتم که یه وبلاگ داشته باشم قبلا هم داشتم ولی بی هدف بودم نمی دونستم چه طوری کنترلش کنم حس کردم از الان به بعد مطالبیو که میخوام تو کتابم جا بدم البته بعضیاشو بیارم اینجا تا دور هم باشیم . روزمره ی ما خبرنگارا هر روزش یه کتاب ببخشید یادم نبود خودمو معرفی کنم یا به قول شما چت بازاasl plz?!

خوب من وحید هستم البته اسم زیاد دارم امیرم صدام می کننن . ۲۱-۲۲سال سن دارم عاشق سیاستم البته می گن پدر مادر نداره این سیاسته ولی خوب چه کنم دوس دارم دیگه !

۳-۴ سالی میشه که تو کاره خبر مقاله روزنامه تلویزیونو از اینجور صحبتام ولی خوب هنوز پدر و مادر سیاستو پیدا نکردم.میدونید به نظر من سیاست یه جورایی کرم داره همش آدمو می کشونه سمت خودش اولشم یکمی قدرت میده که دون پاشیده باشه بعد از اون بالا ... ولش کن اصلن از اون بالا کفتر میاد خوبه گیر ندید دیگه .

بگذریم که بچه بودیمو کلمون بوی قورمه سبزی میدادو گاهی اوقاتم تو این حزب و اون حزب می پریدیم ولی الان اصلن حزب رو می ذارم در کوزه آبشو می خورم..

راستی یادم رفت بگم حوزه خبریمم ریاست جمهوریه تازه دارم به برنامه های شب و نصفه شبش عادت می کنم ...

فعلا داره دیرم میشه آخه معاون اول رییس جمهور برنامه داره باید برم .یا علی تا بعد...

!! نوشته شده توسط وحید حسینی | 15:30 | جمعه هفدهم اسفند 1386 •